سنتی نمایی؛ در این حالت نصفه شبی کمی نور فیروزه ای و قرمز را روی صورتمان باز می تابانیم! تا با شال روی سر کمی سنتی بنماییم، بلکه تنوعی شود در حالت مدرن نمای روشنفکر پسند(چقدر سخت بود).
لوریس چکناواریان وقتی بهروز وثوقی بود.
حالت این دوست عزیز زیر ساطور بیشتر مبهوت ورود یک بازیگر فیلم های خاص آمریکایی به وطن است، تا ترس از داعش.
رپورتاژ سلفی؛ به کافه می روید، از نسبت خودتان با کافه می گویید.
بی حرف و حدیث البته با حدیث.
یک عاشقانه ی سرخابی؛ با آرزوی تداوم لبخند مشترک.
یعنی الان می خوای بگی قلبت مهربونه؟ این عادت شکنی در راستای خود مهم پنداری نیست؟چرا فکر می کنی باید با تو باشیم؟ نه خدایی چی فک کردی؟
فکر همه جایش را کرده بودی، الا آن اسپیلت گوشه تصویر، کل یوم(کلهم) دارچین زده به عکس و لباس هایت.
آرزوی تندرستی، پدیده ای که در غیبتش حضور بیشتری دارد، دم شما هم گرم جناب سلطانی.
سنتی نمایی ایپزود 3: هر چه آن ابروهای پیوسته خاتون طور است، آن تجهیزات آتلیه ای کلیپ گونه می نماید، سنت نمایی هایتان را دقت کنید!
جوری نوشته ای مردادی که انگار مورد لطف خاص خدایی، به هر حال هر کسی در یک زمانی به دنیا آمده است دیگر، ماه تولد که افاده ندارد، آبانی هم که نیستی حداقل!
انصافا خیلی شبیه تام هنکس است. حق دارد آرش خان که ژست یک شکارچی را به خود بگیرد، فکر کن فارست گامپ را در جمهوری ببینی که از دویدن خسته شده و منتظر ماشین است! انگار دریاچه ارومیه احیا شده، انگار کسی بیشتر از دو میلیون حقوق نمی گیرد انگار که اصلا سیستان و بلوچستان و خوزستان گرد و غبار ندارد، مگه میشه؟
مورد تام و تمام یک خودشیفتگی حنجروی (یعنی خودشیفته ای که از حنجره اش نمایان می شود).
نخند! خنده نداره! خیلی هم قشنگه،اصلا دوس داشته اینجوری طراحی کنه، همه حق تغییر دارند، بعضیا همه تَرَند یعنی بیشتر حق دارند، بعضیا حق دارترند یعنی بیشتر همه ترند، بعضیا اصلا کارگردان ترند، یعنی حق دارترند یعنی همه ترند، اصلا بعضیا بعضیا نیستند بعضیا همه اند.
اینجاس که یک ترانه آذریِ «بو داغدان آشماغ اولماز، قیرمیزی باشماغ اولماز» به صورت خیلی قوی نقض میشه!
رنج زندگی با الهام چرخنده ابعاد فلسفی خاصی به فرشید نوابی داده! الهی بمیرم! پشت هر مرد با معرفت و فیلسوفی یک زن چرخنده قرار دارد.
جوانان دهه شصت ساده بودند صورت ها دست کاری نمیشد، ولی انصافا گوریل که نبودند، موهای صورت عطاران تا ابرویش بالا آمده، ما دیده ایم آن روزها را والا که این طور نبود! روح خسرو معتضد به گریمور ها هم حلول پیدا کرده حتی تاریخ نزدیک را هم وارونه می کنند! (از طرف یک برخورده ی دهه شصتی).
نگاه سیامک انصاری خودش گویای همه چیز است! تنها خداست که از نگاه تو زیباتر است من حرف هایم را سکوت می کنم.
من مانده ام با این همه عصیان و اِگزَجِره ی درون اندیشه خانم چگونه شعر می گوید؟ قطرات آب هم روی صورتش ترسیده اند! شعر از کجای تو سرازیر می شود؟
چیپ بودن و زردانگی مثل آپاندیس است از یک جایی بالاخره باید بیرون بزند.
خدا نکند شما مرد عمل باشی، مرد عمل اوس تقی سریال آینه عبرت بود و بس وگرنه که ما همه نهایتا تخمه می شکنیم!
مثلا چه چیز هایی جز وهمی نیست؛ قدرت بازیگری شما؟ خوش عکسی ات؟ گردنبند ولنگارت؟ امیر حسین جان شما اوهامی نه وهم.
برچسب:
نویسنده: دانلودی