کار شرم آور دختر 23 ساله در رابطه با مدیر شرکت

ساخت وبلاگ
کار شرم آور دختر 23 ساله در رابطه با مدیر شرکت

کار شرم آور دختر 23 ساله در رابطه با مدیر شرکت 

دختر 23 ساله با مدیر شرکت وارد رابطه شد و او را شیفته خود کرد در حالیکه نقشه هاي شومی در سر داشت. با آن که همواره خودم را فردی زرنگ و مدیر تصور می کردم اما خیلی آسان از یک دختر جوان رودست خوردم و همه ی زندگی‌ ام را از دست دادم.

من به خاطر چشم هاي شیطانی آن دختر همسرم را طلاق دادم, از دیدن فرزندم محروم ماندم, همه ی سرمایه ام از کفم رفت و حالا نیز در حالی از سوی خانواده ام طرد شده  ام که آن دختر به تیره روزی هاي من می خندد و با وقاحت می گوید “بدبخت تو که دیگر چیزی نداری چگونه می توانم با یک انسان آس و پاس ازدواج و زندگی کنم

مرد 35 ساله درحالی که عنوان می کرد به خاطر عشقی هوس آلود زندگی شیرینم رابا دستان خودم نابود کردم و اکنون به مرد آواره اي تبدیل شده ام که هیچ احترامی در میان خانواده و بستگانش ندارد به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت:

پدرم مالک یکی از کارخانه هاي بزرگ تولیدی است و من هم تک پسر خانواده هستم بهمین دلیل نیز پدرم حساب دیگری روی من باز کرده بودو همه ی نوع امکانات رفاهی, تفریحی و تحصیلی را برایم فراهم می کرد پس از ازدواج 2 خواهر بزرگ ترم, همه ی امور خانواده دست من بود

و بهمین دلیل نیز مردی مستقل و مسئولیت پذیر بار آمدم. پس ازآن که تحصیلاتم را در رشته کارشناسی مهندسی صنایع به اتمام رساندم و از خدمت سربازی نیز معاف شدم با پیشنهاد خانواده ام به خواستگاری “ملیکا” رفتم.او از هر نظر دختر شایسته اي بود چرا که پدر و مادرم شناخت کاملی از او و خانواده اش داشتند

در همین زمان پدرم مدیریت کارخانه را هم به من سپرد و فقط در عده اي از امور مرا راهنمایی می کرد. با کمک “ملیکا” در رشته کارشناسی ارشد صنایع ادامه تحصیل دادم و از زندگی زیبایم لذت می بردم این شیرینی با به جهان آمدن “اشکبوس” صد چندان شد.

درحالی که یک زندگی رویایی را تجربه می کردم ناگهان ساحره اي وارد زندگی ام شد و بدبختی هاي من شکل گرفت آن روز دختری به نام “فتانه” برای استخدام دربخش اداری به دفترم مراجعه کرد.

در همان نگاه اول دلباخته زیبایی هاي ظاهری او شدم اما نمی دانستم طنازی هاي شیطانی او روزی مرا نابود خواهد کرد. او که 23 سال بیشتر ندارد در اتاق کناری من مشغول کار شد. اما خیلی زود همه ی کارگران وکارمندان کارخانه فهمیدند که من روی حرف “فتانه” حرفی نمی زنم و او همه ی وجود مرا تسخیر کرده است.

و به هر بهانه این مدام به اتاق من سر میزند و ساعت ها با من حرف میزند تا این که در مدت کوتاهی از او خواستم با من ازدواج کند ولی او دستور داد باید اول همسرم را طلاق بدهم چند روز باوجدان خودم درگیر بودم چرا که دل بریدن از همسری مهربان و دلسوز و پسری شیرین زبان خیلی برایم سخت بود.

با این وجود 500 میلیون تومان مهریه همسرم را پرداختم و او را طلاق دادم با اینکار همه ی از من رویگردان شدند پدرم نیز مرا از کارخانه بیرون کرد. حالا فتانه می گوید تو دیگر چیزی نداری که بخواهم با تو ازدواج کنم نمی دانم چگونه درگیر هوس هاي شیطانی شدم…

مطالب مرتبط :

مدیر شرکت دختر بازاریاب 18 ساله را باردار کرد

رابطه جنسی زن با برادرزاده شوهر به قتل منجر شد

تجاوز پدر و پسر به دختر 14 ساله و باردار شدن وی

تجاوز جنسی وحشتناک به دختربچه 4 ساله و عاقبت آن

اقدام شرم آور مردی با 170 دختر به بهانه کاریابی

همخوابی زن شوهردار و مرد غریبه در خانه

اخبار پلیسی...
ما را در سایت اخبار پلیسی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : دانلودی mashnews بازدید : 278 تاريخ : شنبه 30 دی 1396 ساعت: 13:10